جدیدترین و بروزترین سایت فیلم و سریال

حق ندارید این کتاب‌ها را بخوانید! (۱)

یکشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۷

حق ندارید این کتاب‌ها را بخوانید! (۱)

دسته بندی : فیلم و سریال تاریخ : پنج شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷

هفته نامه همشهری جوان – حورا نژادصداقت: چرا خواندن یک کتاب ممنوع خواهد شد؟ چه کسانی باید به محتوای یک کتاب اعتراض کنند و حرفشان آن قدر تاثیرگذار باشد تا به راحتی مانع چاپ یک کتاب شوند یا آن را از لیست کتاب های درسی حذف کنند، حتی از قفسه ای کتابخانه ها نیز جمع کنند؟ اصلا کدام کتاب ها معمولا در تور ممیزها و شبه ممیزها صید شده اند؟ این ها سوالاتی هست که در دو جلد «کتاب ممنوع» به آن ها جواب داده شده هست، البته لیست این دو جلد بیش از هر چیز شامل آثار آمریکایی و چند کشور دیگر خواهد شد.

 

جالب این هست که بعضی از کتاب ها فقط به خاطر توضیحات مفصل یک نفر یا مسئولان یک مدرسه یا حتی والدین یک مدرسه کلا ممنوع شده اند؛ یعنی تاثیر زنگ های کتابخوانی اجباری و البته آزاد در ینگه دنیا، آن قدر زیاد هست که حتی یک نفر در یک ایالات دورافتاده هم که شکایت کند، کلا کتاب را زیر سوال می برد و رسانه ای خواهد شد. هرچند، همیشه معلم ها و والدین نبوده اند که وضعیت ممنوعیت را برای یک کتاب بار آورده اند بلکه کشیش ها و افرادی با گرایش های نژادپرستانه و… هم کم باعث ممنوعیت کتاب ها نشده اند. لیست این کتاب ها طولانی هست و احتمالا هر کتابخوانی سراغ آن برود، چند تا از رمان هایش را خوانده هست. ما هم این جا به خاطر کمبود جا، فقط به چند نمونه اشاره کردیم تا مشت نمونه ای برای خروار باشد.

آلیس در سرزمین عجایب

نویسنده: لوئیس کارول
انتشارات: ۱۸۶۵ در انگلستان

 

حق ندارید بخوانید 

کارول اولین بار ماجرای آلیس در سرزمین عجایب را برای سرگرم کردن دختر خردسال یکی از همکارانش در آکسفورد نوشت و بعد هم کتاب منتشر شد. چه کسی فکرش را می کند که ماجراهای آلیس هم دچار ممنوعیت شده باشد؟ هر چند اگر این ممنوعیت فقط یک بار باشد. سال ۱۹۳۱، یعنی درست ۶۶ سال بعد، حاکم یکی از ایالات چین مدعی شد که این کتاب خوب نیست، چون در آن حیوانات به زبان انسان ها حرف می زنند و هم سطح قرار دادن حیوانات و انسان ها بدشگون هست! خدا را شکر که ما چنین طرز فکری نداریم. وگرنه کلیله و دمنه و مرزبان نامه و داستان هایی از مثنوی و معنوی و خلاصه کتاب های خیلی خیلی زیادی باید کلا حذف می شد. شاید باورتان نشود ولی واقعا گاهی اوقات ممنوعیت ها تا همین حد عجیب بوده اند!


برباد رفته

نویسنده: مارگارت میچل
انتشارات: ۱۹۳۶ در آمریکا

 

حق ندارید بخوانید 

این رمان و قصه پرفراز و نشیب اش در شش ماه ابتدایی انتشار حدود یک میلیون نسخه فروش داشت و  چند جایزه نصیب نویسنده اش کرد اما هر چند سال یک بار، ناگهان کسی یادش می آمد که ای دل غافل! حواستان کجاست که برباد رفته ما را منحرف می کند. تا وقتی که این کتاب به عنوان منبع درسی تکمیلی به لیست کتاب های درسی وارد نشده بود، هیچ کس به انتشارش اعتراض نکرد.

 

تا این که سال ۱۹۶۳، در یکی از ایالات که حتی اسمش هم برده نشده، فقط دو نفر، به بی اخلاقی های اسکارلت اعتراض کردند، اما کتاب در لیست منابع ماند. بعد هم یک معلم هم در کتابخانه یک دبیرستان معترض شده بود که این کتاب «کژفهمی» به بار می آورد. خلاصه، کلا کتاب در قفسه های دربسته ماند و دیگر آن را به کسی امانت ندادند. ۱۵ سال بعدش هم، مسئولان مدرسه ای دیگر مانع خواندن این کتاب شدند. خیلی حواسشان جمع هست.

 

ریشه ممیزی را کجا باید پیدا کرد؟

گویا قدیمی ترین سند درباره ممیزی رساله جمهوری افلاطون هست. او معتقد هست که ممیزی یکی از اصول گریزناپذیر آرمان شهرش هست. در دوره های اخیر، گرچه در قانون اساسی آمریکا، آزادی بیان، آزادی مذهب و آزادی تجمعات از حقوق اساسی شهروندان به حساب می آید اما در عمل ماجرا طور دیگری رقم می خورد. بعضی ها براساس آزادی بیان حرف هایشان را در رمان هایشان می نویسند ولی بعد با ممنوعیت های چاپ و خواندن و… مواجه می شوند.

 

حق ندارید بخوانید 


 ماجراهای هکلبری فین

نویسنده: مارک تواین
انتشارات: ۱۸۸۴ در لندن با هزینه شخصی

 

حق ندارید بخوانید 

شاید دیدن اسم این کتاب در لیست چندان عجیب نباشد، بالاخره به عده ای برخورده که چرا به ما توهین کردهاید؟ اما تاریخچه ممیزی کتاب چیز دیگری می گوید. یک سال بعد از انتشارش، کتابخانه ای در ماساچوست، خواندن آن را به این دلیل ممنوع کرد: «مزخرفاتی هست که فقط به درد زاغه نشین ها می خورد.» ۱۷ سال بعد، یک کتابخانه عمومی دیگر هم آن را ممنوع کرد و کتاب را از لیست آثار کودکان برداشت به این دلیل که «هاک مدام خود را می خاراند!».

 

بالاخره در ۱۹۵۷ یک انجمن به خاطر گرایش های نژادپرستانه به کتاب معترض شد. اعتراض ها به هکلبری فین تا همین سال های اخیر هم ادامه داشته هست؛ مثلا در ۲۰۰۴، یک دانش آموز آفریقایی- آمریکایی اعتراض کرد که این رمان او و فرهنگش را تحقیر می کند. نتیجه اش هم حذف کتاب از درس های اجباری سه مدرسه بود. هرچند همچنان امکان استفاده آزاد از آن در کلاس های درس باقی ماند.


بینوایان

نویسنده: ویکتور هوگو
انتشارات: ۱۸۶۲ در فرانسه و آمریکا و بلژیک

 

حق ندارید بخوانید 

ویکتور هوگو با ممیزی و توقیف آثارش چندان بیگانه نبوده هست؛ مثلا در سال ۱۸۵۰ نیکلای اول انتشار تمام آثار هوگو را در روسیه ممنوع می کند! لابد وقتی که همین اتفاق درباره بینوایان هم رخ می دهد، خود هوگو تعجب نمی کند، البته ممنوعیت های انتشار بینوایان خیلی زیاد نبوده هست (از این جهت که دیگر معلمان و دانش آموزان و والدینشان هر روز اشکالی به کتاب نمی گرفتند). بینوایان یک بار از سال های ۱۸۶۴ تا ۱۹۵۹ در فهرست کتاب های ممنوعه قرار گرفت. یک بار هم در ۱۹۵۴، وقتی نیروهای راست گرا کنترل دولت گواتمالا را به دست گرفتند و دستور دادند کتاب های مخرب را بسوزانند؛ یعنی یکی از کتاب هایی که به خاطر این دستور سوزانده شد، همین «بینوایان» بود.

ادامه دارد…