جدیدترین و بروزترین سایت فیلم و سریال

سریال «مدافعان»؛ دور هم نشینی بی‌خاصیت ابرقهرمان‌ها

یکشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۷

هفته نامه کرگدن – اسم نویسندگان به متن رجوع شود: با این که انتظار می رفت حضور ابرقهرمان ها در کنار هم سریال «مدافعان» را به مجموعه ای جذاب تبدیل کند، اما همه چیز مطابق انتظار پیش نرفت چون مدافعان رسما سریالی کسالت بار هست.

دنیای کسل کننده ابرقهرمان ها به جز بتمن

روناک حسینی: داستان های ابرقهرمانی اغلب بی مزه اند و در این رابطه ترجیح می دهم بتمن را بگذارم یک گوشه و درباره باقی ابرقهرمان ها حرف بزنم. همه ابرقهرمان ها-به غیر بتمن- یک روحیه گل درشت مسئولیت پذیر دارند که فکر می کنند مسئول تمام اتفاق هایی هستند که در دنیای اطرافشان می افتد و باقی مردم یک مشت موجود بی عرضه و بی دست و پا هستند که بدون حمایت آن ها نمی توانند زنده بمانند. البته طبیعتا این روال کمیک های ابرقهرمانانه هست که داستان در بستر یک شهر با مردم دیرباور، خوش خیال، ناتوان و ضعیف روایت شود و یک یا چند قهرمان هم مسئول نجات آن ها از تصمیمات شرورانه شخصیت منفی ماجراست.

 

 دور هم نشینی بی خاصیت ابرقهرمان ها

در این داستان ها ریشه همه مشکلات یک جاست و آدم بَده قصه هم با قهرمان ماجرا حساب و کتاب شخصی دارد. سریال «مدافعان» دست کم در فصل اول، یک داستان کاملا کسالت بار ابرقهرمانانه هست. چندتایی آدمیزاد استثنایی قرار هست با یک گروه شروری که سردسته شان یک پیرزن رو به موت و تشنه جاودانگی هست، بجنگند. چند قسمت اول بیشتر معرفی ابعاد ماجراست و قهرمان ها. این معرفی هم کند هست و هم نامفهوم. چهار قسمت طول می کشد تا بالاخره نویسنده به شما بگوید که ماجرا سر نابودی نیویورک هست.

این که یک سری کاهن مطرود معبدی بزرگ در تبت، کارشان نابود کردن شهرهاست و قرار هست همان بلایی را سر نیویورک بیاورند که سر شهر باستانی و ناپدید شده پمپی آوردند. پیرزن بیمار که رییس آن هاست هم به دنبال جاودانگی بعد از چند باز زنده شدن بعد از مرگ، می خواهد دیگر با مرگ مواجه نشود و برای همین هم آن دم و دستگاه را می گرداند. هر چند قصه های ابرقهرمانانه از ابتدا بر فانتزی پایه گذاری شده اند، اما قرار نیست فانتزی بی هیچ منطق درست و حسابی تنها با روایت چیزهای عجیب، بخواهد سر و ته داستان را هم بیاورد.

در طول تماشای قسمت های این سریال، سوال های زیادی ایجاد خواهد شد که در ادامه جواب درستی به آن ها داده نمی شود. سریال جوری ساخته شده هست که انگار مخاطب از بیش همه چیز را می داند و با زیر و بم ماجرا هم آشناست. از همه حوصله سربرتر هم ابرقهرمان های از دماغ فیل افتاده ای هستند که به دلایلی که چند قسمت طول می کشد بفهمیم، در انزوا به سر می برند یا در قالبی دیگر زندگی می کنند.

نه حال و هوای این قهرمان ها قابل درک هست و نه شرارت شخصیت های منفی. انگار این سریال ساخته شده هست که فقط چند نفر هنرهای رزمی و البته تسلطشان بر جلوه های ویژه را به رخ بکشند. نه معلوم هست که این آدم ها از کجا آمده اند و نه معلوم هست که بر چه مبنای منطقی تصمیم می گیرند و عمل می کنند. خلاصه این که با آن متر و معیار معروف که آدم بین خواب و ادامه سریال، کدام را انتخاب کند، مدافعان امتیاز زیادی نمی گیرد. هر چند ممکن هست برای وقت گذرانی و تماشای چند صحنه زد و خورد درست و حساب انتخاب بدی نباشد.

 

دور هم نشینی بی خاصیت ابرقهرمان ها

بریدن انگشت های یک دست

رامین پیروزان: اگر مثل من علاقه مند به کتاب کمیک استریپ هستید و به واسطه این علاقه قهرمان های این کتاب ها را دوست دارید، سریال این هفته برای شما پیشنهاد مناسبی هست. اگر هم علاقه مند به این کتاب ها هستید و نمی دانید آشنایی با این شخصیت ها را باید از کجا شروع کنید، باز هم سریال این هفته بهانه خوبی هست برای آشنایی با چندتایی از این شخصیت ها.

 

کمپانی های «مارول» و  «دی سی کامیکز» به عنوان بزرگ ترین کمپانی های تولید کتاب های کمیک قهرمانان زیادی را به علاقه مندان به کتاب های کمیک معرفی کرده اند؛ کمپانی دی سی با معرفی شخصیت هایی چون «بتمن»، «سوپرمن»، «فانوس سبز» و… و کمپانی مارول هم با شخصیت هایی چون «مرد عنکبوتی»، «هالک شکست ناپذیر» و…

در چند سال گذشته این کمپانی ها طی مجموعه هایی این ابرقهرمانان را کنار هم جمع کرده اند و آن ها را در یک ماموریت مشترک گنجانده اند؛ کمپانی مارول با مجموعه های «انتقامجویان» و «جنگ های عمرانی» و کمپانی دی سی با مجموعه «لیگ عدالت» در دنیای سینما با تولید فیلم ها و انیمیشن های سینمایی این مجموعه ها را تدارک دیده اند که تمام آن ها از پرفروش ترین سینمایی های سال های اخیر بوده اند، اما در دنیای سریال این کمپانی ها با سیاست های جالبی ورود کردند، هیچ کدام قهرمان های درجه یک خود را خرج نکردند.

دی سی برای شخصیت هایی چون «فلش» و «پیکان» سریال  ساخت و مارول برای شخصیت هایی همچون «درد ویل» و «مشت آهنی». و به همین خاطر وقتی که قرار شد سریالی با چند قهرمان ساخته شود همین قهرمان های درجه دو تشکیل تیم دادند. کمپانی دی سی با فلش و پیکان و سریال «افسانه فردا» را ساخت که فصل سوم آن به زودی پخش خواهدشد.

کمپانی مارول هم با دردویل و مشت آهنی و «جسیکا جونز» قهرمانانش را در یک سریال به نام «مدافعان» جمع کرد که تماشای آن را به شما توصیه می کنیم. شخصیت های این سریال به صورت تیم های دو نفره پیش از این سریال های خودشان را داشتند، جسیکا جونز و «لوک کیج» در کنار هم سریال جسیکا جونز را داشتند. دردویل و «الکترا» که در این سریال با هویت جدید «آسمان سیاه» به مخاطب معرفی خواهد شد، پیش از این سریال دردویل را داشتند و «مشت آهنی» و سازمان دست به رهبری «الکساندرا» هم سریال خودشان را داشتند.

 

 دور هم نشینی بی خاصیت ابرقهرمان ها

در این سریال این قهرمانان در کنار یکدیگر قرار هست در مقابل یکی از مخرب ترین ماموریت های سازمان دست بایستند، سازمانی که حالا الکترا را با یک هویت جدید در کنار خودش دارد. ممکن هست به وقت تماشای این سریال با خودتان فکر کنید که چیزی از این سریال نمی فهمید، فکر کنید این شخصیت ها را نمی شناسید و ارتباط میان آن ها را نمی فهمید. خواستم بگویم آن هایی که این شخصیت ها را می شناسند هم دچار این سردرگمی خواهندشد، حتی خود شخصیت ها هم به واسطه این آشنایی دچار سردرگمی هستند.

این تعلیق در حقیقت به خود سریال مربوط هست و تماشای این سریال هیچ پیش نیازی ندارد. سازمان دست یک سازمان برساخته هست. شما در نظر بگیرید خطرناک ترین سازمان دنیا؛ سازمانی جاه طلب با پنج عضو اصلی به نماد پنج انگشت یک دست. هدف اصلی این سازمان نابودی کره زمین هست تا به این جای کار هم مشخص نیست که چرا کینه این سینه را به دل گرفته اند؟ این تنها چیزی هست که باید در مورد سریال مدافعان بدانید.

ابرقهرمان سیری چند؟

شفق قطب زاده: سریال «مدافعان» داستان همیشگی خیر و شر هست؛ آن ها که برای رسیدن به اهدافشان- که می تواند مثلا جاودانگی باشد- شر به پا می کنند و از آسیب رساندن به احدی ابا ندارند و دسته دومی که مقابل این ها قرار می گیرند و با جان کندن در تلاشند جلوی این اشرار بگیرند و بشریت را نجات دهند. گاهی این اخیار و اشرار معمولی اند و تنها خرده هوشی و گاهی سر سوزن ذوقی دارند که با استفاده از همان ها منازعه می کنند و در بعضی مواقع هم مضاف بر هوش، نیروهای عجیب و غریبی دارند که مردم معمولی را متحیر می کند و انگشت به دهان می گذارد.

در مدافعان، اخیار و اشرار از دسته دوم هستند؛ بینشان از ضدگلوله پیدا خواهد شد تا مشت آهنی. از این دعواها و بزن بزن های جذاب هم دارد که مثلا خیر و شر پشت میز مذاکره هستند، اما یکهو آبشان در یک جوی نمی رود و دست به اسلحه می شوند. سریال پر زد و خود که بیننده را مجذوب می کند و اجازه نمی دهد چشم از تصویر بردارد.

این ها را گفتم که مشخص کنم منظور سریال را فهمیده ام. قصه اش هم موارد جذاب کم ندارد، اما به دلم ننشست. اول این که از همین حالا بدانید تا قسمت سوم و چهارم اطلاعات دندان گیری کف دستتان نمی گذارند و قصه هر ابرقهرمان جداست که از همان ابتدا هم معلوم هست یک جا این قصه ها به هم می پیوندند؛ ولی نکته ای که باعث خواهد شد سریال را دوست نداشته باشم، نه تاخیر در گفتن ماجراست و نه قابل پیش بینی بودن و ظاهر کلیشه ای بعضی بخش هایش؛ قضیه کاملا شخصی هست: من ابرقمران ها را دوست ندارم. به نظرم یک «دوره ات گذشته مربی» خاصی در داستان هایشان وجود درد.

من با آن مرد یغوری که نه ضربه مشت های قوی در او کارگر می افتد و نه گلوله، احساس قرابت نمی کنم، حتی به او افتخار هم نمی کنم؛ حتی اگر مرد خیلی خوب و مهربانی باشد و برای محله ای که در آن بزرگ شده حسابی دل بسوزاند و اصلا همین قضیه هوای بچه محل ها را داشتن، پایش را به این بازی بزرگ خیر و شر کشانده باشد.

چطور می توانم دلم را با مرد جوان خوش قیافه ای همراه کنم که در کودکی پدر و مادرش را از دست داده، ارث بزرگی از این طریق نصیبش شده و در معبدی بزرگ شده که به او کمک کرده اند قدرت های خارق العاده اش را از زیر پوسته آدم معمولی اش بیرون بکشد؟ یک جور لایتچسبکی هستند این آدم ها.

آدم بدهای کلیشه ای را هم که حرفش را نزن. هم زر دارند و هم زور و می توانند مرده ها را از گور بیرون بشکند و شبیه حیوان دست آموز خودشان کنند. در زمانه ای که دنیا پنجه در پنجه امثال داعش و بوکوحرام افکنده و خشک مغزان جاهل از سراسر دنیا با پول خریداری می شوند و به این گروه ها می پیوندند، باور نمی کنم برای آدم بد بودن و دنیا را در دست داشتن، لازم باشد کسی این چنین خودش را به زحمت بیندازد و به مرده ها متوسل شود.

 

 دور هم نشینی بی خاصیت ابرقهرمان ها

قبول دارم همه این ها قصه هست، قرار هست دور هم داستان بگوییم و بشنویم و کیفش را ببریم و خودمان را گرفتار دو دو تا چهارتای دنیای واقعی نکنیم. برای همین نمی گویم داستان بد هست- هر چند یکی، دو جا منطق احمقانه ای دارد- نمی گویم جذاب نیست یا بازیگرهایش از پس نقشی که داشته اند، برنیامده اند؛ فقط می گویم مورد پسند من نیست. سریالی نیست که وقتی خسته و کوفته از سر کار بر می گردم، پلی کنم و نگران سرنوشت آدم خوب هایش باشم.

اگر در دسته آدم هایی هستید که هنوز قلبتان برای ابرقهرمان ها می تپد، از تماشای مدافعان کیف می کنید و به مذاقتان خوش می آید؛ اما اگر مثل من اعتقاد دارید که دوره این قصه ها سپری شده و ابرقهرمان سیری چند، دور این سریال را خط بکشید و بی خود وقتتان را تلف نکنید.

مختصر و مفید درباره سریال «مدافعان»

تهیه و ترجمه: مستانه تابش

•    سریال مدافعان یک مینی سریال امریکایی هست که براساس ماجراهای تعدادی از شخصیت های مجموعه کمیک مارول برای شبکه نتفلیکس ساخته شده هست.

•    ساخت مینی سریال مدافعان از اواخر سال ۲۰۱۳ آغاز شد. چارلی کاکس، بازیگر انگلیسی سی و پنج ساله که نقش شخصیت اصلی سریال مت مورداک/ دردویل را بازی می کنید، اولین بار در ماه می سال ۲۰۱۴ جلوی دوربین رفت. کاکس پیش از این در فیلم های «غبار ستاره»، «جای اژدها» و «نظریه همه چیز» نقش آفرینی کرده هست.

•    قسمت ابتدایی مدافعان ۳۱ جولای امسال در نیویورک پخش شد و پس از آن در روز ۱۸ آگوست، تمامی ۸ قسمت فصل اول توسط نتفلیکس منتشر شد.

•    جان پیسانو که پیش از این موسیقی دو فصل دردویل را برای شبکه نتفلیکس ساخته بود، در فوریه ۲۰۱۷ برای ساخت موسیقی متن مدافعان به این پروژه پیوست. او پیش از این به عنوان آهنگساز در فیلم علمی- تخیلی «دونده مارپیچ؛ محاکمات سوختگی» حضور داشت. موسیقی ای که در نهایت برای مدافعان ساخته شد، مجموعه ای حاصل از ۳۰ قطعه برای ارکستر هست. آلبوم موسیقی متن این سریال ۱۷ آگوست به دست هالیوود رکوردز و مارول به صورت دیجیتال منتشر شد.

•    در مجموعه مدافعان چهار ابرقهرمان علیه الکساندرا رید مبارزه می کنند. شخصیت الکساندرا برای این سریال طراحی شده و در دنیای مارول حضور نداشته هست. سیگورنی ویور (با نام اصلی سوزان الکساندرا ویور)، بازیگر امریکایی، که دوبار برای بازی در فیلم «دختر شاغل» و «بیگانه ها» نامزد اسکار شده بود، در این سریال نقش الکساندرا رید را بازی می کند و بازی اش مورد توجه اغلب منتقدان قرار گرفته هست. جالب این که نامزدی ویور برای جایزه اسکار سال ۱۹۸۶ از مصادیق جوسازی شرکت های فیلمسازی برای تحت تاثیر قرار دادن داوران بود که البته او در نهایت هم نتوانست این جایزه را به دست بیاورد.

 

 دور هم نشینی بی خاصیت ابرقهرمان ها

•    با وجود این که نتفلیکس آمار کاربران خود را که بیننده سریال های مختلف هستند اعلام نمی کند، اما سایت اینترنتی جامپ شات در تازه ترین آمار خود ادعا کرده هست که سریال مدافعان تنها توانسته هست ۱۷ درصد از بینندگان فصل دوم سریال دردویل را در ۳۰ روز نخست به دست بیاورد. براساس آمار موجود مدافعان کم بازدیدترین سریال از مجموعه سریال های مارول هست که بیشترین میزان کاهش تماشاگر را در طول ۳۰ روز اول داشته و تعداد مخاطبان آن طی سه هفته نخست پخش سریال از ۶۷ درصد به ۴۸ درصد و سپس به ۴۱ درصد رسیده هست.