جدیدترین و بروزترین سایت فیلم و سریال

نوامبر 2017 - فروشگاه فیلم و سریال شهر دایویکس

پنج شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶

روزنامه آسمان آبی – سجاد صداقت: دختری نوجوان و دبیرستانی خودکشی کرده هست. در حالی‌ که همه دبیرستان درگیر این اتفاقات هستند، مشخص می‌شود او هفت نوار کاست ضبط کرده که در آن‌ها ۱۳ دلیل خودکشی خود را بیان می‌کند. همین یک خط داستانی و ایده کافی هست تا مخاطب را مجذوب این سریال کند.

 

«۱۳ دلیل برای این‌که…» ویژگی‌های متفاوتی دارد که می‌توان آن را به همین دلیل یکی از پدیده‌های بزرگ سال ۲۰۱۷ دانست؛ سریالی که شبکه «نت‌فلیکس» آن را مانند اغلب سریال‌هایش یک‌جا منتشر کرد و تا همین لحظه با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو بوده هست. از یک سو در دنیای واقعی بسیاری از کارشناسان، والدین و معلمان از پخش چنین سریالی برای نوجوانان دبیرستانی ابراز نگرانی کرده‌اند و از سوی دیگر بسیاری از دانش‌آموزان پس از دیدن آن تحت‌تأثیر قرار گرفتند. اما داستان در «۱۳دلیل برای این‌که» فارغ از تأثیراتی که بر بسیاری از مخاطبان خود داشته هست، همچنان می‌تواند در قامت جزئی از صنعت سرگرمی بررسی شود. تحلیلی که به‌خوبی نشان می‌دهد می‌توان از زوایای مختلفی در برابر این پدیده قرار گرفت؛ زوایایی که نشان از روبه‌رو بودن با یکی از پدیده‌های سال دارد.

 

 از خود رفتگان و د‌ر خود مردگان

۱٫ «۱۳ دلیل برای این‌که…» یکی از پدیده‌های دنیای سریال‌های تلویزیونی بود؛ به‌این دلیل که داستان دختری را از زبان خود او بازگو می‌کرد. سریال با روایت هانا بیکر (با بازی کاترین لانگفورد) از زندگی‌اش آغاز می‌شود. از همان ابتدا تماشاگر متوجه می‌شود که قرار هست داستان زندگی هانا را که خودکشی کرده هست بشنود. اما چرا از زبان او؟ شخص دومی که در این بین در متن ماجرا قرار می‌گیرد کلی جنسن (با بازی دیلان مینت) هم‌کلاسی و همکار هانا هست؛ پسری از جنس پسرهای آرام و ساکت دبیرستان که مشخصا تحت‌تأثیر مرگ هانا قرار دارد. اما داستان از همان قسمت اول با تماشاگر به‌گونه‌ای رفتار می‌کند که باید متوجه ضرورت‌های آن بود. «۱۳ دلیل برای این‌که…» به‌طور مشخص از لحظه‌ای آغاز می‌شود که نوارهای هانا به دست کلی می‌رسد.

 

قرار هست تماشاگر برای فهمیدن دلایل مرگ هانا با کلی همراه شود و این درست‌ترین انتخابی هست که سازندگان سریال آن را در اختیار مخاطب گذاشته‌اند. به‌تدریج متوجه می‌شویم هانا در هر طرف کاست‌های خود داستان یکی از دانش‌آموزان دبیرستان را روایت می‌کند و آن‌ها را یکی از دلایل خودکشی خود می‌داند. نوارها دست‌به‌دست بین کسانی که هانا آنان را دلیل خودکشی‌اش دانسته، چرخیده و اکنون به دست کلی رسیده هست.

به این ترتیب، ما با پسری روبه‌رو هستیم که او نیز جزئی از داستان هست، اما هر چه در زندگی کلی پیش می‌رویم کمتر می‌توانیم باور کنیم او یکی از این دلایل باشد. به هر ترتیب، داستان قرار هست راوی دلایل مرگ یک دختر دانش‌آموز باشد. اما این پایان‌دادن به خود به‌تدریج در هانا شکل می‌گیرد و این همان لحظه‌ای هست که سریال را به پدیده‌ای بزرگ تبدیل می‌کند.

۲٫ «۱۳ دلیل برای این‌که…» یکی از پدیده‌های دنیای سریال‌های تلویزیونی بود؛ به این دلیل که به شما حق انتخاب می‌داد چگونه مراحل رسیدن یک دختر دانش‌آموز به خودکشی را تماشا کنید. تماشاگر به طرز عجیبی در میانه یک انتخاب قرار می‌گیرد. مانند هانا، کلی، ۱۱ نفر دیگر که دلیل خودکشی معرفی شده‌اند و تمامی دانش‌آموزان دبیرستان و والدین آن‌ها. قرار هست شما انتخاب کنید که این سریال را چگونه تماشا می‌کنید. سریال از یک تئوری مشخص سخن می‌گوید؛ تئوری اعجاب‌آوری که همانند خود داستان زمان تماشای آن را هم به عهده مخاطب می‌گذارد. کلی، بر خلاف سایر کسانی که نامشان در نوارها آمده هست، واکنش متفاوتی دارد.

 

او با شنیدن داستان هر نفر (هر طرف یک نوار کاست) که اپیزودهای سریال نیز بر اساس آن طراحی شده هست، لحظات زندگی هانا را زندگی می‌کند؛ به مکان‌هایی که او در نوارها آن‌ها را روایت می‌کند سرمی‌زند و در جواب این سوال که چرا این‌قدر کند پیش می‌رود، از ناتوانی‌اش سخن می‌گوید. این دقیقا همان حالتی هست که برای تماشاگران اتفاق می‌افتد. سریال کاملا در دسترس مخاطب قرار گرفته هست. می‌توان مانند آدم‌هایی که در سریال به آن‌ها ارجاع داده می‌شود، کل اپیزودها را پشت سر هم دید یا این‌که مانند کلی با لحظات زندگی هانا زندگی کرد. آن‌گاه هست که عمق خراشی را که داستان به روح وارد می‌کند نمی‌توان به‌سادگی پشت‌سر گذاشت.

 

 از خود رفتگان و د‌ر خود مردگان

انتخاب درست رنگ‌بندی‌ها و چرخش‌های دوربین در تدوین موازی بین قبل و بعد از مرگ هانا به این رویکرد کمک شایانی می‌کند. در این بین کلی در همان قسمت اول تصادف می‌کند و زخم روی پیشانی او به معیاری برای داستان هانا و داستان کلی تبدیل می‌شود. سُر خوردن در داستان «۱۳ دلیل برای این‌که…»، ساخته‌شده براساس رمانی به همین نام، نوشته جی اشر، این فضا را برای مخاطب به وجود می‌آورد که تجربه‌ای از زندگی به مرگ را تجربه کند؛ تجربه‌ای دردناک که به این زودی‌ها از خاطر نخواهد رفت.

۳٫ «۱۳ دلیل برای این‌که…» یکی از پدیده‌های سریال‌های تلویزیونی بود؛ اما این پدیده با توجه به آن‌چه در کتاب می‌گذرد، مانند اکثر تئوری‌های سال‌های اخیر هالیوود، پایانی درخور نداشت. هرچند مشخص هست سریال در نقطه‌ای به پایان رسیده که می‌تواند فصل دومی هم داشته باشد، اما مانند بسیاری از فیلمنامه‌هایی که در سینمای بدنه اتفاق می‌افتد قرار نیست داستان، همچون رمان، با کشف حقیقت از سوی کلی جنسن به پایان برسد.

معمولا در صنعت سرگرمی، با وجود همه سنت‌شکنی‌های شبکه «نت‌فلیکس»، چندان قابل‌قبول نیست که داستان با این درجه از دردناکی (صحنه خودکشی به‌طور کامل و با جزئیات در قسمت آخر سریال نشان داده می‌شود) و هشداری که برای نوجوانان دارد، همین‌گونه پایان یابد.

هرچند کلی می‌خواهد داستان مرگ هانا و مقصران آن را به هر شکلی که شده فریاد بزند، او بر خلاف سایر هم‌کلاسی‌هایش در مقابل دوربین تحقیقات مرگ هانا قرار نمی‌گیرد. جلسه‌ای که وکیل خانواده هانا برپا کرده هست و هریک از افراد حاضر در نوارها درباره هانا سخن می‌گویند، نوع واکنش آن‌ها و حرف‌هایی که می‌زنند داستان را تلخ‌تر از گذشته می‌کند و خودکشی یکی دیگر از کسانی که در این ماجرا نقش داشته‌اند بر تلخی سریال می‌افزاید.

 

اما سریال مجبور هست درنهایت عشق تازه‌ای برای کلی به میان آورد و در میان موسیقی و فضای سنتی، کلی را روانه آرمانشهری کند که فضایش روشن‌تر از روزهای پیشین باشد. «۱۳ دلیل برای این‌که…» مانند همه آن‌چه در سینمای بدنه می‌تواند بگذرد، ضمن شکستن بخش مهمی از کلیشه‌هایی که در فیلم‌ها و سریال‌های دبیرستانی از آن سراغ داریم، به پایانی امیدبخش در جامعه فردا بازمی‌گردد. در طول سریال به جای تصویر کردن محیط دبیرستانی شاد و پرزرق‌وبرقی که در این ژانر سراغ داریم، دائما درباره دوران عجیب دبیرستان سخن گفته می‌شود؛ ماجراهایی که در پایان باید به گونه‌ای از آرامش برسد و سریال این کار را انجام می‌دهد.

درنهــایت مــی‌تــوان گفــــت «نت‌فلیکس» با سریال «۱۳دلیل بــرای این‌که…»، مانند همه سریال‌هایی که در سال‌های اخیر روانه بازار صنعت سرگرمی کرده هست، پدیده‌ای تازه را مقابل مخاطب قرار می‌دهد؛ مجموعه‌ای از اتفاق‌های تلخ و دنیای خاکستری که می‌تواند نشان تازه‌ای از دوران تازه‌ای باشد که می‌توان در آن حرف‌های تازه زد و دنیای رمان‌های هشداربرانگیز را به‌طور جدی‌تر در قالب سریال‌های تلویزیونی نمایش داد. «۱۳ دلیل برای این‌که…» با ترکیبی از بازی‌های چشم‌نواز و موسیقی فوق‌العاده‌اش یکی از نمونه‌های مهم دنیای سریال‌سازی هست و شاید به همین دلیل باشد که می‌توان آن را اتفاقی تازه با بازیگران نوجوان و انبوه اتفاقات هشدار‌دهنده دانست؛ داستانی درباره مرگ، خودکشی و البته زندگی در دنیایی که مرده و زنده آن چندان مشخص نیست.

 

 از خود رفتگان و د‌ر خود مردگان

گفت‌وگو با برایان یورکی، نویسنده و طراح سریال «۱۳ دلیل برای این‌که…»

بیان بی‌پرده مشکلات وظیفه ماست

شبکه «نت‌فلیکس» این‌بار با سریال درام «۱۳ دلیل برای این‌که…» دوربین‌هایش را رو به دوران نوجوانی و غم‌های دوران بلوغ در قرن ۲۱ چرخانده هست.  این درام نوجوانانه از رمان جِی اَشِر با همین نام گرفته شده و داستان هانا بیکر ۱۷ساله را روایت می‌کند که بعد از متحمل شدن بلایای متعدد از جانب همکلاسی‌ها و دوستانش دست به خودکشی می‌زند. بیکر ۱۳ نوار کاست از خود به جای می‌گذارد که در آن نقش کسانی را که او را در تصمیمش مصمم کردند، شرح می‌دهد.

 

  این درام به وقایعی می‌پردازد که به مرگ هانا منجر می‌شود و به مسائل اجتماعی‌ای که در جهان امروز نمود دارند: مثل آزار و اذیت در مدرسه، تهدید و تجاوز.  یورکی به «هالیوود ریپورتر» گفته هست: «ما نگاهی بیرحمانه به مسائل بسیار سختی که نوجوانان با آن دست به گریبان هستند انداخته‌ایم.» ۱۳ کاستی که هانا از خود به جای گذاشته به اضافه نقش‌هایی که دوستانش پیدا می‌کنند، راهگشای داستان زندگی هانا هستند.  در گفت‌وگوی «هالیوود ریپورتر» با یورکی، او درباره مسئله خودکشی نوجوانان، علت مهم بودن این پروژه برای سلنا گومز، خواننده و بازیگر مشهور هالیوودی و پیام اخلاقی‌ای که این کارگردان امیدوار هست نوجوانان از سریالش دریابند، صحبت کرده هست.

 

 از خود رفتگان و د‌ر خود مردگان

چطور کتاب را به فیلمنامه‌ای مناسب تلویزیون تبدیل کردید؟

می‌خواستم تا آن‌جا که بشود به کتاب وفادار بمانم، اما می‌دانستم هر اقتباس موفقی بالاخره دست به ابتکاراتی هم می‌زند. ما زمان بیشتری برای داستان عاشقانه کلِی و هانا گذاشتیم. چیزی که مرا بسیار شیفته کتاب می‌کند این هست که کلِی داستانگویی نیست که بشود تماما به او اعتماد کرد چرا که جمله آغازین کتاب را این‌گونه می‌نویسد: «من دختری را می‌شناختم به نام هانا.» در انتهای کتاب مخاطب متوجه می‌شود که او در واقع عاشق هانا بود و دلش می‌خواست زندگی‌اش را با او بگذراند. این یک داستان عاشقانه‌ای هست که می‌تواند یک فصل تمام را به خود اختصاص دهد. این نخستین نکته قابل توجهی هست که فیلمنامه را از کتاب جدا می‌کند. ما وقایع روزهای بعد از مرگ هانا را بسط داده و حال بچه‌هایی را که به این کاست‌ها گوش می‌دادند نشان دادیم که با نقش خود در خودکشی هانا مواجه می‌شدند.

هانا و کلِی شخصیت‌های اصلی هستند، اما شما زمان زیادی صرف معرفی شخصیت‌های مکمل کردید. چقدر روایت داستان زندگی آن‌ها برایتان مهم بود؟

پیامی که جِی در کتابش منعکس می‌کند، این هست که اتفاقاتی در زندگی آدم‌ها می‌افتد که ما اصلا از آن‌ها آگاهی نداریم. تیم ما به این نتیجه رسید که این فرصت مناسبی هست که در واقعیت این پیام را نشان دهیم و زندگی هر کدام از شخصیت‌ها را روایت کنیم. به نظر می‌رسید تا به حال تعداد کمی دست به چنین کاری زده‌اند. امیدوارم در انتهای فصل مخاطب به شخصیت‌های داستان توجه نشان دهد. هرچند که به نظر می‌رسد بعضی از آن‌ها لاابالی هستند. کاراکترهایی در این سریال هستند که به هیچ عنوان نمی‌توان از آن‌ها دفاع کرد، اما امیدوارم بتوانیم انسان بودن آن‌ها و انسانی بودن شرایط آن‌ها را به مخاطب نشان دهیم.

کیت والش (بازیگر درام تلویزیونی «درمانگاه خصوصی») در این سریال نقش مادری سوگوار را بازی می‌کند. شما به او توضیحات خاصی داده بودید که چطور باید از پس نقشش بربیاید؟

او برایش مهم نبود که زیبا دیده شود یا نه. او با والدینی که فرزندانشان را بر اثر خودکشی از دست داده بودند صحبت کرد. ما، هم قبل و هم بعد از سریال زیاد درباره نقش خانم بیکر صحبت کردیم. این‌که چطور تأثیر این اتفاق را بر زندگی‌اش نشان دهیم و این‌که چطور زندگی‌اش دستخوش تغییر می‌شود. فکر می‌کنم والش برای همیشه تغییر کرده باشد. روح آدم جریحه‌دار می‌شود. در کتاب به والدین هانا فقط اشاره‌ای گذرا می‌شود، اما ما می‌دانستیم اگر قرار باشد اقتباسی از این کتاب صورت بگیرد باید وقایع قبل و بعد از خودکشی هانا را بررسی کنیم و این به این معنی بود که باید شناخت کافی از والدین هانا به دست مخاطب می‌دادیم.

چطور شبکه پخشی مثل «نت‌فلیکس» زمینه را برای طرح مسائلی تلخ مثل خودکشی آماده می‌کند؟

ما جایگاه خاصی در «نت‌فلیکس» داشتیم تا بتوانیم این داستان‌ها را صادقانه بیان کنیم. درام‌هایی که برای جوانان ساخته می‌شود به هر دلیلی از آن بازمانده‌اند. شاید برای این‌که می‌خواستند در شبکه پخش خاصی باشند و کمتر مورد انتقاد قرار بگیرند. ما خود را مرهون برنامه‌هایی مثل «مثلا زندگی من» و سریال «دیوانه‌ها و مخ‌ها» می‌دیدیم که به یک استانداردی برای برخورد صادقانه با کودکان رسیده بودند. ما فکر کردیم باید برخوردی صریح با مسائل و سختی‌هایی داشته باشیم که نوجوانان تجربه می‌کنند. این مسئولیت بر عهده ما بود که از سریال‌هایی که توان بیان این مسائل را داشتند ولی از این وظیفه سر باز زدند، بی‌پرده‌تر مسائل را نشان دهیم. ما باید در مورد این مسائل صادق باشیم و نشان‌شان دهیم.

شما امیدوارید سریال چه گفتمانی را در مورد آزار، تمسخر، افسردگی و دیگر مسائل جدی میان نوجوانان آغاز کند؟

امیدوارم گفت‌وگوهایی میان نوجوانان شکل بگیرد، به‌ویژه میان نوجوانان و والدینشان. اتفاقاتی که در سریال می‌افتد هر روز برای نوجوانان در سراسر دنیا می‌افتد و مطمئنا ایالات متحده مستثنا نیست. کمک خواستن کاری هست که برای نوجوانان بسیار سخت هست، صحبت کردن درباره احساساتشان و حتی گفته دادن چیزهایی که بر سرشان آمده هم سخت هست. ما امیدواریم مردم به تکاپو بیفتند. رسالت برنامه تلویزیونی خوب باید چنین باشد. اگر مردم می‌توانند درباره اتفاقاتی که بر سر هانا و جسیکا که هر دو مورد آزار قرار گرفتند صحبت کنند و موضوع بحث‌شان اتفاقاتی باشد که بر سر این نوجوانان می‌آید، پس می‌توانند درباره اتفاقاتی که در زندگی خودشان می‌افتد هم صحبت کنند. قبل از هر چیز باید گفت‌وگو شکل بگیرد تا تغییری صورت پذیرد.

قسمت‌هایی در این سریال بود که شبیه به اعلان خدمات عمومی بود. چرا برایتان آن‌قدر مهم بود که چنین پیام‌هایی را در سریال بگنجانید؟

یکی از اپیزودها نامش «فرای دلایل» بود که تعدادی از ما که این سریال را ساختیم- بازیگران در کنار دکترها، حامیان و روان‌شناسانی که ما با آن‌ها مشورت می‌کردیم- به گفت‌وگو نشستیم که چطور این سریال رگه‌هایی از زندگی حقیقی مردم را نشان می‌دهد.

 

این قسمت درست بعد از اپیزود آخر داستان پخش شد. ما امیدواریم که مخاطبان بعد از دیدن این قسمت اطلاعات دقیقی درباره نحوه درخواست کمک به دست بیاورند تا بتوانند به خودشان یا به کسی که می‌شناسند که درگیر چنین اتفاقاتی هست یاری برسانند. سلنا گومز هم در این‌جا نقش پررنگی داشت و این نقطه قوتی برای ما بود چرا که او هم کمی از تجربیات شخصی‌اش گفت. من واقعا به این قسمت افتخار می‌کنم. این بخش تقریبا نیم ساعت طول می‌کشد و حتی اگر مخاطب در شرایط بحرانی نباشد اطلاعات خوبی دستگیرش می‌شود و راه خوبی پیش پای مخاطب می‌گذارد تا جلوی چنین اتفاقاتی گرفته شود.

سلنا گومز چقدر در این سریال درگیر بود؟

من برای شروع ساختن این سریال با سلنا صحبت کردم. ما با هم درباره این‌که چرا می‌خواهیم چیزی بسازیم که توجه نوجوانان را به خود جلب کند و ضرورت ساخت چنین سریالی با هم صحبت کردیم. سلنا بین میلیون‌ها نوجوان محبوب هست و به کیفیت زندگی این نوجوانان اهمیت زیادی می‌دهد. برای ما داشتن چنین پشتیبانی در کنارمان دلگرمی خوبی بود، چرا که «۱۳دلیل برای این‌که…» چنان برای سلنا مهم بود که نمی‌توانست به راحتی از کنار چنین مسائل مهم و چالش‌برانگیزی بگذرد.

 

سلنا سنش بالاتر از آن بود که بتواند در این سریال نقش‌آفرینی کند، ولی باز هم ترجیح داد در پروسه ساخت شرکت کند و این برای ما بسیار لذت‌بخش بود. اگر ما بتوانیم چیزی بامفهوم بسازیم و سلنا با محبوبیتش بتواند توجه مخاطبان را به آن جلب کند، ما شانس آن را خواهیم داشت تا سریال را به دست مخاطبان بیشتری برسانیم. این همیشه انگیزه ما بوده. در قسمت «فرای دلایل» سلنا درباره تجربیات نوجوانی‌اش حرف می‌زند و این‌که چرا ساخت چنین سریالی او را چنان جذب کرده هست. سلنا و مادرش درباره روابط‌شان با هم و نوع ارتباط‌شان با هم نیز صحبت می‌کنند.

 

 از خود رفتگان و د‌ر خود مردگان

صحنه خودکشی هانا به لحاظ بصری خیلی تند بود. چطور توانستید دیگران را متقاعد کنید تا بتوانید صحنه خودکشی را با چنان جزئیاتی نمایش دهید؟

فیلمبرداری این صحنه خیلی دشوار بود حتی متقاعد کردن دیگران برای فیلمبرداری این صحنه با چنان جزئیاتی سخت بود. ما با جزئیات کامل این صحنه را تصویر کردیم. به‌نظر خیلی دم‌دستی می‌آمد که خودکشی هانا را باشکوه و آرام به تصویر بکشیم. کاترین لنگفورد (بازیگر نقش هانا) یکی از زیباترین آدم‌های این کره خاکی هست. خیلی راحت می‌شد مرگش را با تکنیک‌های سینمایی زیبا و تراژیک نشان داد. حتی دم‌دستی‌تر از شکوهمند جلوه دادن خودکشی‌اش، می‌شد به راحتی با نشان دادن جرقه‌های شکل‌گیری خودکشی تصویر را آرام سیاه کرد.

 

ما می‌خواستیم نشان دهیم خودکشی کثیف و زشت هست و درد بسیار دارد. هیچ چیز شکوهمند و زیبایی در این‌باره وجود ندارد. چنین تجربه‌ای دردناک هست و از آن دردناک‌تر آدم‌هایی هست که مجبورند با غم خودکشی یکی از عزیزانشان دست به گریبان شوند. می‌خواستیم این داستان را صادقانه به تصویر بکشیم. در واقع تماشای چنین صحنه‌ای همان‌قدر باید تلخ و سخت باشد که در واقعیت چنین هست. اگر از لحاظ بصری دیدن چنین تصویری را آسان می‌کردیم، دیگر چیزی که می‌خواستیم ارائه کنیم ارزش نداشت.

آیا پایان این فصل راه را برای گفتن داستانی فرای فصل اول باز می‌گذارد؟

ما امیدواریم که فرصتی در اختیارمان قرار بگیرد تا بتوانیم این داستان‌ها را بگوییم. خیلی چیزها ناتمام باقی مانده‌اند. همه این کاراکترها هنوز با اندوه از دست دادن و پذیرفتن این واقعه کنار نیامده‌اند. هنوز دادگاه والدین هانا که از مدرسه شکایت کرده‌اند مانده، داستان شکایت والدین از مدارس بیشتر از آن‌که فکرش را بکنید اتفاق می‌افتد.

 

این‌که چه کسی در تصمیم هانا به خودکشی مقصر هست داستان جالبی هست. این مسئله هم وجود دارد که متجاوزی در این مدرسه حضور دارد که هنوز شناخته نشده و عدالت در مورد او برقرار نشده هست و یکی از قربانیانش که ما از وجودش خبر داریم، هنوز زنده هست و با این واقعیت مواجه شده که یکی از نجات‌یافتگان تجربه تجاوز هست. این هم یک داستان مهم دیگر برای روایت هست. دوست دارم وقت بیشتری برای این کاراکترها بگذارم.

آیا کاراکتر هانا باز هم بخشی از این داستان خواهد بود؟

فکر می‌کنم. خیلی از چیزهایی که الان برشمردم حول داستان هانا می‌چرخد. یکی از عناصر اصلی این سریال تقابل بین گذشته و حال هست. داستان هانا هنوز به پایان نرسیده. هانا شخصیت اصلی و محوری هر داستانی هست که در فصل آینده خواهد گذشت.


کامبیز دیرباز در صفحه اینستاگرام خود از گریم جدیدش رونمایی کرد.

  به گفته سینماخبرکامبیز دیرباز در صفحه اینستاگرام خود نوشت: بعد از سالها دوباره عمو اكبرِ دوست داشتنى اجازه دادن كه كنارشون ایفاى نقش كنم، این بار با گریم متفاوت مهرداد میركیانى، براى دكتر احمدرضا معتمدى كاربلد، در فیلم سینمایى «سوء تفاهم».

گریم جدید کامبیز دیرباز در یک فیلم سینمایی + تصویر 

انتهای پیام/

عکس های سحر قریشی در نمایش لامبورگینی

دسته بندی : خبری تاریخ : پنج شنبه ۹ آذر ۱۳۹۶

عکس های سحر قریشی در نمایش لامبورگینی

همینک در مجله خبری و تفریحی فارسی ها عکس های جدید از گریم متفاوت سحر قریشی در نمایش لامبورگینی را برای شما عزیزان آماده کرده ایم .

سحر قریشی بازیگر محبوب و پرطرفدار سینمای ایران با گریم متفاوت در نمایش لامبورگینی بازی کرد .

کارگردان نمایش لامبورگینی ۲ سیامک صفری می باشد .

این نمایش در پردیس تئاتر شهرزاد برگزار شد .

در ادامه جدیدترین تصاویر گریم متفاوت سحر قریشی را می بینید .

عکس های سحر قریشی در نمایش لامبورگینی 1 عکس های سحر قریشی در نمایش لامبورگینی

عکس های سحر قریشی در نمایش لامبورگینی

عکس های سحر قریشی در نمایش لامبورگینی 2 عکس های سحر قریشی در نمایش لامبورگینی

گریم خاص و متفاوت سحر قریشی در نمایش لامبورگینی

عکس های سحر قریشی در نمایش لامبورگینی 3 عکس های سحر قریشی در نمایش لامبورگینی

اگر دیدن این مطلب از فارسی ها مورد پسند شما عزیزان قرار گرفته پیشنهاد می کنیم از بخش عکس هنرمندان زن دیدن فرمایید .

نوشته عکس های سحر قریشی در نمایش لامبورگینی اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

عکس های آنا نعمتی در تورنتوی کانادا

دسته بندی : خبری تاریخ : پنج شنبه ۹ آذر ۱۳۹۶

عکس های آنا نعمتی در تورنتوی کانادا

در ادامه این مطلب از مجله اینترنتی فارسی ها عکس های جدید و تیپ متفاوت آنا نعمتی در تورنتوی کانادا را مشاهده خواهید کرد .

آنا نعمتی بازیگر محبوب و سرشناس سینما و تلویزیون ایران تازگی به شهر تورنتو در کشور کانادا سفر کرده است .

او برای اکران فیلم آپاندیس در جشنواره فیلم سینه ایران حضور یافت .

در ادامه شما کاربران گرامی را به دیدن جدیدترین تصاویر آنا نعمتی دعوت می کنیم .

عکس های آنا نعمتی در تورنتوی کانادا 3 عکس های آنا نعمتی در تورنتوی کانادا

عکس های آنا نعمتی در تورنتوی کانادا

عکس های آنا نعمتی در تورنتوی کانادا 2 عکس های آنا نعمتی در تورنتوی کانادا

عکس های جدید آنا نعمتی در تورنتوی کانادا با تیپ متفاوت

عکس های آنا نعمتی در تورنتوی کانادا 1 عکس های آنا نعمتی در تورنتوی کانادا

آنا نعمتی در مراسم اکران فیلم آپاندیس

عکس های آنا نعمتی در تورنتوی کانادا 4 عکس های آنا نعمتی در تورنتوی کانادا

همچنین از دیگر مطالب عکس هنرمندان زن در فارسی ها دیدن فرمایید .

نوشته عکس های آنا نعمتی در تورنتوی کانادا اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

فیلم «ایتالیا ایتالیا» به کارگردانی کاوه صباغ زاده به بخش سینمای جهان پانزدهمین جشنواره بین المللی چنای هند راه یافت. این فیلم که اکران گسترده‌اش چند هفته پیش به پایان رسید، در پایان بیش از یک میلیارد و پانصد میلیون تومان در سینماهای کشور فروش کرد.

«ایتالیا ایتالیا» در جشنواره چنای هند که از ۲۳ تا ۳۰ آذرماه برگزار می‌شود به نمایش درمی‌آید. این جشنواره که با همکاری بنیاد تقدیر سینمای هند برگزار خواهد شد، سعی دارد با نمایش فیلم های منتخب سینمای جهان تلاش در ارتقاء سطح کیفی سینمای غیرتجاری گام بردارد.

حامد کمیلی، سارا بهرامی، فرید سجادی حسینی، همایون ارشادی و …..از جمله بازیگران «ایتالیا ایتالیا» هستند. این فیلم یک کمدی رمانتیک هست که آشنایی یک زوج، ازدواج و به بحران رسیدن رابطه آنها را به نمایش می‌گذارد.

۹۴۱۲

عکس های شهرزاد کمال زاده در افتتاحیه فروشگاه وی شاپ

دسته بندی : خبری تاریخ : پنج شنبه ۹ آذر ۱۳۹۶

عکس های شهرزاد کمال زاده در افتتاحیه فروشگاه وی شاپ

در ادامه این مطلب از فارسی ها عکس های جدید و دیدنی شهرزاد کمال زاده در افتتاحیه فروشگاه وی شاپ را برای شما عزیزان آماده کرده ایم .

شهرزاد کمال زاده بازیگر سینما و تلویزیون ایران به همراه تعدادی هنرمندان دیگر در مراسم افتتاحیه یک فروشگاه حضور یافت .

این بازیگر جوان در مراسم افتتاح فروشگاه وی شاپ در مجتمع تجاری گلستان شرکت کرد .

در ادامه شما را به دیدن جدیدترین تصاویر شهرزاد کمال زاده دعوت می کنیم .

عکس های شهرزاد کمال زاده در افتتاحیه فروشگاه وی شاپ 2 عکس های شهرزاد کمال زاده در افتتاحیه فروشگاه وی شاپ

عکس های شهرزاد کمال زاده در افتتاحیه فروشگاه وی شاپ

عکس های شهرزاد کمال زاده در افتتاحیه فروشگاه وی شاپ 3 عکس های شهرزاد کمال زاده در افتتاحیه فروشگاه وی شاپ

جدیدترین تصاویر شهرزاد کمال زاده

عکس های شهرزاد کمال زاده در افتتاحیه فروشگاه وی شاپ 1 عکس های شهرزاد کمال زاده در افتتاحیه فروشگاه وی شاپ

همچنین در فارسی ها از بخش عکس هنرمندان زن دیدن فرمایید .

نوشته عکس های شهرزاد کمال زاده در افتتاحیه فروشگاه وی شاپ اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

چی بخورم بچم خوشگل بشه

دسته بندی : خبری تاریخ : پنج شنبه ۹ آذر ۱۳۹۶

چی بخورم بچم خوشگل بشه

هم اکنون در قسمت سلامت کودکان از بخش پزشکی مجله آنلاین فارسی ها مطلب چی بخورم بچم خوشگل بشه را برای شما کاربران گرامی آماده کرده ایم .

چی بخورم بچم خوشگل بشه 4 چی بخورم بچم خوشگل بشه

چی بخورم بچم خوشگل بشه

بسیاری از زنان باردار دغدغه زیبا شدن فرزند خود را در ذهن دارند .

حتما شما هم شنیده اید که خوردن برخی از میوه ها و مواد غذایی در زمان بارداری ، بر زیبا شدن کودک تاثیر دارد .

واقعیت این است که ما بسیاری از صفات و ویژگی هایمان را از پدر و مادرمان به ارث می بریم .

اما شرایط محیطی نیز در ظاهر و سایر ویژگی ها تاثیر گذار است .

در ادامه با ما همراه باشید تا به رازهای زیبا شدن بچه پی ببرید .

سلامت مادر

سلامت مادر بیشترین تاثیر را از هر لحاظ بر نوزاد دارد .

خانم هایی که سیگار و قلیان مصرف می کنند و ورزش نمی کنند و یا خانم هایی که رژیم می گیرند و کالری زیادی دریافت نمی کنند نوزادانی با وزن کم و گاهی دچار ناهنجاری به دنیا میاورند .

اگر خانمی در دوران بارداری تحت تاثیر ترس شدید باشد نوزادش دچار لکه های تیره پوستی می شود .

همچنین پرخوری و خوردن غذاهای فاسد و حتی یکنواخت ، باعث می شود رنگ پوست نوزاد تیره شود .

خانم های باردار باید در این دوران توجه ویژه ای به سلامتی خود داشته باشند .

چی بخورم بچم خوشگل بشه 2 چی بخورم بچم خوشگل بشه

پروتئین و ویتامینها

اگر مادری در طول دوران بارداری اش پروتئین ، ویتامین و فولیک اسید کمی دریافت کند ، ممکن است نوزادش ناهنجار و بد قیافه به دنیا بیاید .

گفته شده است که ویتامین D بر تیره تر شدن مو و ویتامین A بر روشن تر شدن رنگ مو تاثیرگذار است .

مصرف پروتئین و ویتامین همچنین بر قد نوزاد تاثیر می گذارد .

حتی فرزندانی که پدر و مادر قدبلند ندارند می توانند در دوران کودکی و نوجوانی با تغذیه و ورزش ، قد بلند تری نسبت به والدین خود داشته باشد .

چی بخورم بچم خوشگل بشه 3 چی بخورم بچم خوشگل بشه

میوه ها

گفته شده است که خوردن سبزیجات و میوه هایی مثل انگور ، گلابی ، خربزه ، انار ، هلو و به بچه را زیباتر می کند .

آناناس و رب انار نوزاد را خوش صدا می کند .

شنبلیله و انجیر نوزاد را پرمو می کند .

توت فرنگی و هلو پوست نوزاد را زیبا می کند .

روغن زیتون و روغن ماهی و زرشک نوزاد را خوشرنگ و رو می کند .

شلغم و سایر مواد کلسیم دار استخوان بندی نوزاد را محکم می کند .

کندور نوزاد را باهوش تر می کند .

چی بخورم بچم خوشگل بشه 1 چی بخورم بچم خوشگل بشه

پرهیز از افراط

در خوردن موارد زیر افراط نکنید :

سوسیس کالباس ، نمک ، سیب زمینی ، گوجه فرنگی ، حبوبات ، شیرینی خامه ای ، زعفران ، چای و قهوه ، ادویه های تند ، خیارشور ، انواع سس ها و سرکه .

سوالات خود را در قسمت کامنت ها با ما در میان بگذارید .

 

نوشته چی بخورم بچم خوشگل بشه اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

علت مرگ حبیب‌ الله چایچیان شاعر پیشکسوت

دسته بندی : خبری تاریخ : پنج شنبه ۹ آذر ۱۳۹۶

علت مرگ حبیب‌ الله چایچیان شاعر پیشکسوت

در ادامه این مطلب از فارسی ها با گزارش علت درگذشت حبیب‌ الله چایچیان شاعر پیشکسوت در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

حبیب‌ الله چایچیان متخلص به حسان شاعر پیشکسوت و مرثیه سرای اهل بیت ( علیهم السلام ) درگذشت .

چایچیان متولد سال ۱۳۰۲ شمسی در شهر تبریز می باشد .

وی در سال های اخیر به علت بیماری در منزل بستری بود .

علت مرگ حبیب‌ الله چایچیان شاعر پیشکسوت علت مرگ حبیب‌ الله چایچیان شاعر پیشکسوت

علت مرگ حبیب‌ الله چایچیان

حسان از جمله تاثیرگذارترین شاعران آئینی معاصر بوده است که بارها از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی مورد تحسین قرار گرفته است .

دو شعر امشب شهادت نامه عشاق امضا می شود و آمدم ای شاه پناهم بده از معروفترین سروده های اوست .

مراسم تشییع پیکر حبیب‌الله چایچیان فردا ساعت ۸ صبح از روبروی بیمارستان شهدای تجریش برگزار می شود .

همچنین از دیگر مطالب اخبار فرهنگی و هنری فارسی ها دیدن فرمایید .

نوشته علت مرگ حبیب‌ الله چایچیان شاعر پیشکسوت اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

سینماپرس: نکته مهم‌ در این اثر، سلوک سیاسی آقای منتظری در دو مقطع تاریخی قبل و پس از قائم‌مقامی هست. واکنش‌های سیاسی آن مرحوم بشدت شبیه واکنش‌های سیاسی میرحسین موسوی در التهابات سیاسی سال ۱۳۸۸ هست.

به گفته سینماپرس؛ مستند قائم مقام از مستندهای سیاسی قابل اعتنایی هست که با تم تاریخ‌نگارانه‌ای در مورد رویدادهای دهه شصت و سلوک سیاسی آقای منتظری ساخته شده هست. پرونده‌ای که پس از انتشار فایل صوتی بی‌بی‌سی، در مورد اعدام‌های سال ۱۳۶۷  و سخنان ایشان، بسیار زودتر باید گشوده می‌شد تا برخی فایل‌های تاریخی  دوباره مورد ارزیابی حقیقت‌جویانه قرار بگیرد و مردم از حقایق سیاسی دهه شصت مطلع شوند.

مسئله اعدام‌های ۱۳۶۷ موضوعی بود که رقبای انتخاباتی ابراهیم رئیسی از جمله حسن روحانی در تربیون‌های تبلیغاتی و توسط رسانه‌های غیررسمی‌ مخصوصا کانال‌های تلگرامی هوادارش، زمینه تضعیف رئیسی را در انتخابات ۱۳۹۶ فراهم آورد. این تغییر وضعیت به این دلیل هست که نسل جوانی که رای خود را به صندوق حسن روحانی انداخته هست،   اطلاعات جامعی و واقعی از دهه شصت ندارد، اگر آگاهی رسانی انقلابی نسبت به دهه شصت به صورت دقیقی صورت پذیرد، هیچگاه اعدام‌های ۱۳۶۷ را نمی‌توان نقطه ضعفی برای افراد مرتبط با آن پرونده محسوب کرد.

حسن روحانی با سبقه انقلابی قابل اعتنا اگر در مقامی بود که با آن پرونده ارتباط پیدا می‌کرد، حتی بانی قطعی اعدام‌های ۱۳۶۷ می‌شد؛ نه حسن روحانی، هر مسوولی از انقلاب بود به منافقین مسلح که بر محاربه اصرار داشتند بیش از این مهلت نمی داد. باید تاریخ را در مورد سازمان مجاهدین خلق به صورت تصویری و با استناد مقبول به نسل امروز ارائه کرد، تا با صراحت بیشتری از آن ماجرا نوشت. اما نکته جالب این هست بسیاری از چهره‌های سیاسی مرتبط با اعدام‌های ۱۳۶۷ در صف اصلاح طلبان ایستاده‌اند و رویکردهای پیشین خود در دهه شصت را نقض می‌کنند. به همین دلیل گشوده شدن پرونده آقای منتظری از هر زاویه‌ای که به آن بنگریم ضرورت بود که با مستند قائم‌مقام مرتفع شد.

این مستند قابل بحث، اثبات می‌کند هیچکدام از سیاستمداران فعلی نباید با ترس و لرز از اعدام‌های سال ۱۳۶۷ سخن به زبان جاری کنند. اگر این عمل انقلابی اتفاق نمی‌افتاد، قطعا سازمان مجاهدین خلق در داخل کشور یک جنگ بزرگ داخلی،   شبیه داعش به راه می‌انداخت و ایران در همان دوران  دهه شصت به سادگی تجزیه می‌شد.

 تردیدها درباره اعدام‌های ۱۳۶۷ برخواسته از یک جریان خائن و ضد ملی هست. در این مستند، سندهای فراوانی ارائه می‌شود مبنی بر اینکه بسیاری از اعضای سازمان مجاهدین خلق که پذیرفتند، پس از آزادی هیچ اقدام مسلحانه‌ای علیه نظام جمهوری اسلامی انجام ندهند، به سادگی از حبس رهایی یافتند و نکته مهمتر این هست که در مستند «قائم‌مقام» با اتکا به یک سند تاریخی نشان می‌دهد وابستگان سازمان مجاهدین که در عملیات مرصاد کشته شده‌اند بیش از یک پنجم آنان از زندان‌های مختلف در ایران آزاد شدند. مستند قائم مقام اثبات می‌کند افراد اعدام شده، در مقام محاربه ایستادند و به صراحت اعلام می‌کردند در صورت آزادی اقدام به عملیات نظامی خواهند کرد.

مهمترین دستاورد مستند قائم‌ مقام شیوه اغنایی مولفان هست که گره اعدام‌های ۱۳۶۷ را به سادگی باز می‌کند. موضوع مهم این هست که بسیاری از مسئولین با یک ترس کاذب سال‌هاست که دلشان نمی‌خواهد که در مورد این مسئله صحبت کنند. اما مستند قائم مقام به خوبی برای متولدان پسا دهه هفتاد اثبات می‌کند، اگر اعدام‌های ۱۳۶۷ نبود، شاید امروز ایران یکپارچه‌ای وجود نداشت. چون دهها و صدها تروریست بالقوه را نه می‌توانستند در زندان مهار کنند و نه می‌توانستند آن‌ها را آزاد کنند.

اما نکته مهم‌تر در این اثر، سلوک سیاسی آقای منتظری در دو مقطع تاریخی قبل و پس از قائم‌مقامی هست. واکنش‌های سیاسی آن مرحوم بشدت شبیه واکنش‌های سیاسی میرحسین موسوی در التهابات سیاسی سال ۱۳۸۸ هست، در تاثیر پذیری سیاسی از خانواده. در مستند قائم مقام بحث تفصیلی مهدی هاشمی اول، نمونه تمثیلی از مهدی هاشمی دوم هست. مثلی در فرهنگ ایرانی رایج هست که می‌‎گوید ” خود کرده را تدبیر نیست” اما در مورد مهدی هاشمی اول  و مهدی هاشمی دوم باید نوشت ” جرم کرده را تدبیر نیست” . آقای منتظری وجاهت سیاسی، علمی و مذهبی خود را با پرونده سیاسی- تروریستی مهدی هاشمی معاوضه کرد. بزرگی می‌فرمایند تسلسل تاریخ غیر قابل کتمان هست و بازتکرار تاریخ کمتر از ربع قرن در مورد مرحوم هاشمی و مهدی هاشمی دوم، میر حسین موسوی و همسرش، مهدی کروبی و اطرافیانش اتفاق افتاد. شاید بزرگترین و مهمترین سئوال در همین مجال می‌توان با سران فتنه مطرح کرد  و افرادی که زوال سیاسی آقای منتظری را  به چشم دیده‌اند اما تحت تاثیر یک رویداد ملودراماتیک، در تاثیرپذیری خانوادگی، در سال ۱۳۸۸ در  دام‌های بزرگتری افتادند!؟

قائم‌مقام اثبات می‌کند، داستان‌ها ملودرام قابل تکرار انواع و اقسام مهدی‌های هاشمی بر اساس تئوری تسلسل و بازتکرار تاریخ ادامه خواهد داشت.

«قائم‌مقام»  با مبنا قرار دادن کاراکتر آقای منتظری، راجع به سایر شخصیت‌های جدا افتاده از انقلاب تفسیر و قضاوتی متفاوت به مخاطبش ارائه می‌دهد. سلوک سیاسی آقای منتظری بشدت شبیه محمد خاتمی، میر حسین موسوی و مهدی کروبی هست. اما فیلم در چشمگیرترین‌ لحظاتش، مخالفت میرحسین موسوی را با  اعوجاجات سیاسی آقای منتظری به نمایش می‌گذارد و در بخش مهم دیگری از مستند درخواهیم یافت مهدی کروبی به همراه دو نفر از سیاسیون دهه شصت در مورد تندروی آقای منتظری، نامه‌ای مشترک به ایشان می‌نویسند تا او دوباره به مسیر وفای به قانون اساسی و تاسی از ولایت فقیه بازگردد.

** بنای حصر را چه کسی گذاشت؟

نسل چهارم و پنجم انقلاب، شناخت دقیق و معینی از هویت سیاسی «حسن روحانی» ندارد. حسن روحانی در مقام یک اعتدالگرا از روی مانع بلند انتخابات ۱۳۹۲ پرید و رئیس جمهور شد. مرتبه دوم در انتخابات سال ۱۳۹۶  به مراتب رای بالاتری نسبت دفعه اول آورد اما اهرم بلند حسن روحانی، رفع حصر سران فتنه ۸۸ بود. وقتی مستند قائم مقام را ببینم، درخواهیم یافت «اول حصر کُن عالم» حسن روحانی هست.

در مستند «قائم مقام» بازهم بدون هیچ سوگیری به تعریف تازه‌ای از حسن روحانی رئیس جمهور خواهیم رسید. او را مستقل از شعارهای اعتداگرایانه و اتصال اصلاح طلبانه‌اش خواهیم شناخت. اگر مستند زیبا و درجه یک «مصاف» را به یاد آوریم، در آن مستند حسن روحانی را مرد اقتدارگرایی در لباس روحانیت شناختیم که در شرایطی که رئیس جمهور وقت نسبت به اعلام واکنش، نسبت به فتنه ۱۳۷۸ تردید داشت از تریبون نمازجمعه با قاطعیتی بدون ملاحظه، به نبرد با فتنه گران گرفت. همین مسئله در مستند «من روحانی هستم» تکرار شد. در مستند «قائم مقام» در مورد سخنان ۱۳ رجب آقای منتظری، بازهم می‌توانیم عملگرایی و انقلابی‌گری حسن روحانی را مرور کنیم. او در مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی وقت در سال ۱۳۷۶ به ریاست محمد خاتمی رئیس جمهور وقت، دستور به حصر «آقای منتظری» می‌دهد!

این مسئله یک کلید تاریخی هست و البته سئوال اینجاست که چرا یکی از شعارهای کلیدی حسن روحانی در مخالفت با حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی هست؟ چرا خاتمی با حصر میر حسین موسوی و مهدی کروبی مخالف هست، در صورتیکه خودش در مقام رییس شورای عالی امنیت ملی دستور به حصر آقای منتظری می‌دهد. قائم‌مقام فراتر از مستندی که فقط آنرا تماشا ‌کنیم  و لذت ببریم، از تصاویر بکر و آرشیو بسیار مناسبی در آن استفاده شده هست.

«قائم‌مقام» موضوع حصر سیاسی را با مثال واضح و آشکار آقای منتظری برای مخاطب حل می‌کند. اصلاح طلبان و میانه‌روها همواره در تاریخ انقلاب به این دوگانگی متهم‌اند و پس از دوم خرداد اقدام به تطهیر گذشته خود کرده‌اند. مثل موضوع تسخیر لانه جاسوسی و سیاست‌های «آمریکادوستی» فعلی آنان هست. یکروز از دیوار سفارت بالا می‌روند و روز دیگر سخن از تعامل با کدخدا را بر زبان جاری می‌کنند. این دوگانگی که در بسیاری از اصلاح‌طلبان در راس قدرت وجود دارد، تقریبا کپی شده از روی سلوک سیاسی آقای منتظری هست.

حسن روزی طلب در کنار بهروز افخمی

اما نکته پایانی این هست که طی چند سالی بازخوانی تاریخ دهه شصت از ویژه‌نامه های رسانه‌ای و مکتوب، وارد فضای تصویری اعم از مستند و فیلم سینمایی شده هست. وقتی مخاطب ماجرای نیمروز را تماشا می‌کند و از آن لذت می‌برد به عنوان یک اثر ارزشمند هنری، در پشت این اثر، به خوبی به توانایی کسی که قلب تاریخ در دهه شصت را به سختی و با مرارت شکافته و در اختیار محمد حسین مهدویان و پرویز امینی فیلمنامه‌نویسان ماجرای نیمروز گذاشته، می توان پی برد.

این چهره محبوب، مرد بازخوانی تاریخ در دهه شصت کسی نیست جز حسن روزی طلب؛ که وجودش برای جریان انقلابی بسیار مغتنم هست و آنچنان که شایسته هست از این مرد زحمت‌کش عرصه تاریخ و رسانه تجلیل نشده هست.

وقتی مستند قائم مقام را تماشا می‌کنیم، عمق تاریخی این مستند را باید به حسن روزی طلب نسبت دهیم، کما اینکه بخشی از هویت ماجرای نیمروز را می‌توان به این بزرگمرد نسبت داد. در مستند «قائم مقام» با اینکه نام محمد علی صدری‌نیا به عنوان کارگردان هنری ثبت شده و زحمت فراوانی برای ساخت این اثر کشیده،  اما مثل ماجرای نیمروز، در پشت این تابلوی زیبای هنری، حسن روزی طلب را در حال نگارش تاریخ می‌بینیم و این مجال، فرصتی برای قدرشناسی از این چهره فعال رسانه‌ای هست.

*مشرق نیوز

به گفته خبرنامه فارس، بنیاد سینمایی فارابی در پی برخى اظهار نظرها درباره حمایت از ساخت فیلم های سینمایی و انتشار مصاحبه و یادداشت دو تن از پیشکسوتان سینمای ایران طى روزهای گذشته در رسانه ها، اطلاعیه ای را منتشر کرد.

متن کامل این اطلاعیه به شرح زیر هست:

بنیاد سینمایی فارابی طی سه سال گذشته، همواره در راستای اعلام رسانه‌ای سیاست‌های کلان و شفاف سازمان سینمایی در حوزه سینماى حرفه اى و اطلاع رسانی به موقع نسبت به سازندگان آثاری که مورد حمایت هاى مالی و فنى قرار گرفته‌اند اقدامات راه گشایی را اعمال کرده هست. 

هنرمندان و فیلمسازان فرهیخته سینمای ایران حتما عنایت دارند که مسائل و مباحث اقتصادی در فراهم کردن سرمایه لازم برای تولید یک اثر سینمایی، از امور حساس و بعضاً بغرنجی محسوب می‌شود که جدا از شأن و شئونات هنری، مستلزم تأمین مقدمات خاص خود هست. وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامى، ریاست محترم سازمان سینمایی و به تبع آن، بنیاد سینمایی فارابی بارها و بارها و براساس شواهد متعددی که رسانه‌ای شده، تمام توان و همت خود را، مصروف تعامل بیشتر و گفت‌وگوی مستقیم با تولیدگنندگان و فیلمسازان نجیب این سرزمین کرده‌اند تا از بروز نکته مغفولی که اسباب آزردگی و کدورت خاطر برخی از عزیزان را فراهم نماید، جلوگیری کند.

طبیعی هست، متقابلاً، انتظار می‌رود تا هنرمندانی که طی سال‌های متمادی از امکانات مادی و معنوی نهادهایی همچون بنیاد سینمایى فارابى استفاده کرده‌اند، از جاده‌ی انصاف و مروت خارج نشده، همچون زلالی آثارشان، اصول جوانمرادی و قواعد اخلاقی را رعایت کنند و به دور از برخى عبارات و الفاظ سخیف که نه در شأن و جایگاه والای آنهاست و نه در حیطه‌ ادب ایرانی می‌گنجد، در مناسباتی کاملاً حرفه‌ای ادا کنند تا بدین ترتیب، فضای متعادلی برای برون رفت از عصبیت و عصیان مهیا شود.

بنیاد سینمایی فارابی با اتکا بر بیش از سه دهه پشتوانه فرهنگی اش، بار دیگر، آمادگی خویش را مبنی بر عیان کردن زوایای بعضاً مغفول مانده‌ تمامی پروژه‌هایی که مورد حمایت  قرار گرفته و یا براساس توافق طرفین قرار بوده که مورد حمایت واقع شود، اعلام می‌دارد و بی‌صبرانه منتظر می‌ماند تا برای مرتفع کردن برخی از شبهاتی که این روزها، فضای انبساطی سینمای ایران را تهدید می‌کنند، زایل کند.

سینماگران عزیز ایران زمین، از فیلمسازان پیشکسوت تا کارگردانان جوان و نوجو، همگى نور چشم ما هستند و تمام توان خود را به کار خواهیم بست تا همان‌گونه که طی سال‌ها بر صدر نشسته‌اند و برای این آب و خاک افتخار و خاطره آفریده‌اند، همچنان بر صدر بمانند و قدر ببینند.

انتهای پیام/